
دو برادر (طوفان و شیام) در بدو تولد توسط پدرشان که بازرس پلیس است از هم جدا می شوند. یکی بزرگ می شود تا جادوگر شود و دیگری طوفان افسانه ای، قهرمان فقرا. پدرش به دروغ متهم به سرقت میلیونی طلا شد و طوفان ماموریت دارد تا نام پدرش را از سوابق پلیس پاک کند.