
داستان الکساندر گارسیا، پسری ۱۱ ساله را دنبال میکند که معتقد است خانوادهاش دچار بدشانسی شدهاند. آنها در یک سفر جادهای به مکزیکوسیتی با مجموعهای از ماجراهای غیرمنتظره و طنزآمیز مواجه میشوند که به باور آنها ناشی از یک بت باستانی نفرینشده است.