
ورونیکا به کراکوف میاید و در مدرسه موسیقی به تحصیل آواز میپردازد، اما پس از مدتی بیمار میشود و طی نخستین اجرای عمومی اش روی صحنه میمیرد. در همین زمان در پاریس، ورونیک آرزوهایش را برای بدل شدن به یک خواننده حرفهای کنار میگذارد تا معلم مدرسه شود و در این بین با عروسکگردانی ملاقات میکند. ورونیک با نوعی تلهپاتی وجود همزاد درگذشتهاش را حس میکند.