
راجاشکار، وزیر ارشد کارناتاکا، قربانی یک دسیسه میشود؛ به همین خاطر منشیاش «کریشنا» را که بدلِ خوشقلبِ «دانوش» است، استخدام میکند تا به جای وارث خشن، یعنی دانوش، ظاهر شود. اما وقتی دانوش واقعی برمیگردد، این دو مرد برای به دست آوردن قدرت سیاسی و عشق «روکمینی» با هم درگیر میشوند. کریشنا باید هم از روکمینی در برابر دانوش محافظت کند و هم به رهبری تبدیل شود که مردم به او اعتماد دارند.