
مرد جوانی که تنها دارایی اش یک موتور سیکلت است، وقت خود را در شهر به دنبال آپارتمان های خالی می گذراند. پس از پیدا کردن یکی از آنها، مدتی میچرخد، برای خودش چیزی برای خوردن درست میکند، لباسها را میشوید یا در عوض تعمیرات کوچکی انجام میدهد. او همیشه سعی می کند قبل از بازگشت صاحبان خانه را ترک کند اما در یک عمارت ظاهراً خالی با همسر یک مرد ثروتمند که مورد آزار قرار گرفته است ملاقات می کند.