
هنگامی که یک سگ صاحب کازینو به نام چارلی توسط رقیبش کارفیس به قتل می رسد، او اساساً به طور پیش فرض خود را در بهشت می بیند زیرا همه سگ ها به بهشت می روند. با این حال، از آنجایی که او میخواهد به قاتل خود بازگردد، با این هشدار که انجام این کار او را به جهنم لعنت میکند، راه خود را به سوی زندهها برمیگرداند. پس از بازگشت، او با شریک قدیمی خود، Itchy، تیم می شود تا انتقام خود را آماده کند. او همچنین به دختر یتیمی برخورد میکند که میتواند با حیوانات صحبت کند، بنابراین به او اجازه میدهد تا اطلاعات داخلی مسابقهها را به دست آورد تا از پیروزیهایش برای تامین مالی برنامههایش مطمئن شود. با این حال، در تمام این مدت، او هنوز با کابوس هایی از آنچه در طرف مقابل در انتظار او است، تسخیر می شود، مگر اینکه بتواند ثابت کند که دوباره شایسته بهشت است.