
راج مالهوترا جوان (آکشای کومار) با برادر بزرگترش روهیت زندگی می کند. خواهر شوهرش کیران و یک خواهرزاده. بعد از تصادفی که پایش شکسته است، مدتی قادر به راه رفتن نیست. به دلایل روانی حتی پس از بهبودی شکستگی نیز نمی تواند راه برود. هنگامی که مالهوتراها به دهرا دان نقل مکان می کنند، راج با کاجال جوان (دوتا) دوست می شود، زیرا هر دو علاقه مشترکی به هواپیما دارند. کژال راج را تشویق به راه رفتن می کند و موفق می شود.