
جولیتا میانسال به شوهرش، جورجیو، مشکوک میشود، زمانی که رفتار او به طور فزایندهای مشکوک میشود. یک شب زمانی که جورجیو بین دوستانش رابطه برقرار میکند، جولیتا با ارواح ارتباط برقرار میکند و درباره خودش و گذشته دردناکش بیشتر میآموزد. کمی شکاک، اما کنجکاو، به ملاقات یک عارف می رود که اطلاعات بیشتری به او می دهد - و او را به سمت درک اینکه شوهرش واقعاً فاحشه می کند، سوق می دهد.