
تا به حال بزرگترین چالش زک گیبز یافتن راهی برای خرید خودرو بوده است. اما زمانی که او در میان اختراعات مختلف پدرش یک ساعت مچی عجیب و غریب پیدا می کند و آن را روی آن می لغزد -- اتفاق بسیار عجیبی رخ می دهد. به نظر می رسد دنیای اطراف او متوقف شده است، همه چیز و همه در زمان یخ زده اند. زک به سرعت یاد میگیرد که چگونه دستگاه را دستکاری کند و او و دوست جدید زودباور و زیبایش، فرانچسکا، شروع به لذت واقعی میکنند.