
در شرلیویل، ورمونت، در طول دهه شصت، خواهران مریکات و کنستانس، همراه با عموی بیمارشان جولیان، که روی صندلی چرخدار نشسته بودند، در عمارت بزرگی که بر روی تپه مشرف به شهر قرار دارد، زندگی میکنند و از خاطرات یک فاجعه خانوادگی رنج میبرند. سال پیش آمدن پسر عموی چارلز، تعادل شکننده ذهن آنها را تهدید می کند که توسط جنون، ترس و خرافات تسخیر شده است.