
دانیل شوهر تریسیا هفت سال است که ناپدید شده است. خواهر کوچکترش کالی با افزایش فشارها می آید تا او را "غایب مرده" اعلام کند. همانطور که تریشیا از میان خرابه ها غربال می کند و سعی می کند به زندگی خود ادامه دهد، کالی خود را به سمت تونلی شوم نزدیک خانه می بیند. همانطور که او شروع به پیوند دادن آن به ناپدید شدن های مرموز دیگر می کند، مشخص می شود که مرگ فرضی دانیل ممکن است چیزی جز "طبیعی" باشد. نیروی باستانی که در تونل کار میکرد ممکن است کالی و تریسیا را مورد توجه قرار داده باشد و دانیل ممکن است سرنوشتی بسیار بدتر از مرگ در دستانش داشته باشد.