
در دهه 1970، گرگ لوری، نوجوان بی هدف، همه چیزهای درست را در مکانهای اشتباه جستجو میکند تا اینکه با لونی فریزبی، یک هیپی/ واعظ خیابانی کاریزماتیک آشنا میشود. آنها به همراه کشیش محلی چاک اسمیت، درهای یک کلیسا را به روی یک احیای غیرمنتظره باز می کنند.