
چند هفته پس از حمله مرگبار به کمپ قلعه، رابرت برای نجات ساشا، بیوه دشمن قدیمی خود، بالزاری، یک نجات جسورانه انجام می دهد. اما در پناهگاه فرماندهی اردوگاه، به نظر می رسد که ساشا ممکن است نقشه های فریبنده ای داشته باشد. با شروع یک حمله جدید، رابرت با چهره ای آشنا روبرو می شود که فکر می کرد دیگر هرگز نخواهد دید…