
آیزایا رایت 19 ساله برای بسکتبال و بازی های ویدیویی زندگی می کند. یک سال بعد از دبیرستان، او نه شغلی دارد، نه برنامه ای دارد و نه ایده ای برای مرد شدن دارد. در مخالفت با مادر مجردش سینتیا، به آیزایا اولتیماتوم داده میشود که پا به میدان بگذارد یا از آنجا خارج شود.