
همیشه به دنبال تفریح است و از مسئولیت فرار می کند. پدرش که خسته شده است به رافتار دستور می دهد که به گوا برود و کار کند و یاد بگیرد که مسئولیت را بپذیرد. زمانی که در گوا است، رئیس جدید خود را با اشتیاق و تفکر خلاق خود تحت تأثیر قرار می دهد. به زودی او مأموریتی دریافت می کند و با سارا امی جکسون ملاقات می کند - و بنابراین داستان عشق منحصر به فرد آنها آغاز می شود.