
داستان راجب ورود «لین شیا» به دنیای نشر و پیدا کردن عشق در همون زمانه. «لین شیا» همیشه عاشق کارهای ادبی بود. آرزوش اینه سردبیر یه مجله مد بشه. بعد از فارغ التحصیلی اون برای استخدام در یه انتشارات اقدام میکنه همون روز اول متوجه میشه اشتباه کرده رییس دپارتمان بخاطر اعتمادی که بهش داره قول میده مادامی که کارش رو خوب انجام بده شانس انتقال به دپارتمان تحریریه رو داره.