
این داستان گروهی از نوجوانان است که به عشق رویاهای خود شجاعانه دنیایی آشفته را نجات می دهند. هوزی، یک یتیم خوشبین از کوهستان، بهطور تصادفی یک مروارید قرمز، گنج یانگ را میبلعد و با چی شیائو ژوان، استاد شیاطین ملی، علیرغم شخصیتهای متفاوتشان، دوست میشود. آنها به دلیل وجود مروارید قرمز مجبور می شوند با هم سفر کنند و با دیگران از جمله ژائو شین تانگ و وانگ یو کیان دوست شوند. وقتی Qi Xiaoxuan برای محافظت از Huzi دستگیر می شود، آنها به دوستان وفادار تبدیل می شوند. برای نجات او، آنها در انتخاب ارباب شیاطین امپراتوری ملی شرکت می کنند، یک توطئه را کشف می کنند و به دنبال حقیقت در مورد جنگ انسان و دیو از 500 سال پیش هستند. با ارتش اهریمنی که پس از پنج قرن سرکوب به دنبال نابودی زمین هستند و ارباب بخش دیوهای ایالتی به دنبال تسلط بر جهان هستند، گروهی از جوانان پرشور حاضرند خود را برای نجات زمین قربانی جاهطلبیهای دنیای انسان و شیاطین کنند. تهدید باعث فاجعه شود