
ایتوی کایجی یک انسان شر و مردم آزار است، یک روز با مردی ملاقات می کند، مرد که خود را اندو می نامد با پیشنهادی برای کایجی نزد او آمده است، به نظر می رسد جنسی که ارزش بسیار بالایی داشته زمانی که کایجی در مغازه او کار می کرده ناپدید شده و او کایجی را مقصر می داند حالا کایجی می تواند به کشتی ای برود که تمامی قماربازانی که مثل او مقروض اند در آن هستند و با قمار پولی که اندو به او می دهد برنده شود و قرضش را بدهد و یا برای همیشه برای اندو کار کند. کایجی تصمیم می گیرد به آن کشتی برود تا علاوه بر صاف کردن قرض هایش کمی هم پول به جیب بزند.