
نیسکوی دانشآموزان دبیرستانی راکو ایچیجو، پسر یکی از رهبران جناح یاکوزا، شوئی-گومی، و چیتوگه کیریساکی، دختر رئیس یک باند رقیب به نام Beehive را دنبال میکند. هنگامی که چیتوگه به دیوار می جهد و راکو را به صورت زانو می زند، به طور غیرمنتظره ای همدیگر را ملاقات می کنند. پس از فرار او، راکو متوجه می شود که قفل قفل خود را که توسط معشوق دوران کودکی اش که با او یک وعده مخفیانه داده بود به او داده بود، گم کرده است. پس از اینکه متوجه شد چیتوگه یک دانشجوی انتقالی جدید در کلاسش است، او را مجبور می کند تا به او کمک کند تا به دنبال لاکت بگردد. در حین جستجو، آنها شروع به بیزاری از یکدیگر می کنند.[8] پس از بازگشت به خانه، راکو متوجه میشود که باندهای شوئی گومی و بیهیو توافق کردهاند تا با جفت کردن فرزندان رهبرشان، اختلافات خود را حل کنند. راکو متوجه می شود که دوست دختر آینده او کسی نیست جز چیتوگه. برای سه سال آینده، آنها باید وانمود کنند که در یک رابطه هستند تا صلح بین باندها را حفظ کنند. معلوم می شود که این یک کار بسیار چالش برانگیز است، نه تنها به دلیل نفرت آنها از یکدیگر، بلکه به این دلیل که راکو عاشق همکلاسی دیگری به نام کوزاکی اونودرا است، که او پنهانی آرزو می کند دختری باشد که کلید لاک او را حمل می کند. تحولات مختلف وضعیت را پیچیده می کند، از جمله محافظ بیش از حد چیتوگه، یک قاتل زن، دختری که ادعا می کند نامزد راکو است و وجود کلیدهای متعدد.