
ژانگ شیائو، یک زن جوان چینی متعلق به قرن بیست و یکم، پس از تجربه ترکیبی مرگبار از برخورد ترافیکی و برق گرفتگی، به طور تصادفی به دوران سلسله چینگ در زمان سلطنت امپراتور کانگشی سفر می کند و در نتیجه به نوعی زندگی یکی از زندگی قبلی خود را دوباره زنده می کند. تجسم ها و وادار کردن او به این که هویت را متعلق به گذشته اش بداند: مائرتای روکسی (لیو شی شی)، دختر نوجوان یک نجیب زاده مانچو، که او نیز در زمان خودش حادثه ای تقریباً کشنده داشت که ژانگ از آن بیدار می شود.