
یک دختر اسکیت سرعت با خدای هاکی روی یخ مدرسه خود می رود. علیرغم اینکه با پای اشتباه شروع کرده اند، سفری را برای تعقیب رویاهای خود آغاز می کنند. در دوران دبستان، لی یو بینگ ترسو و ترسو مجبور شد قلدری همیشگی تانگ شوئه را تحمل کند. با این حال، آنها یک چیز مشترک دارند، رویایی روی یخ. وقتی آنها دوباره در دانشگاه لین دا ملاقات می کنند، لی یو بینگ به خدای یخ مدرسه تبدیل شده است در حالی که آینده تانگ ژو همچنان مبهم است. لی یو بینگ چند ریسمان می کشد تا تانگ شو را به یاری خود تبدیل کند و هدفش این است که برای هر کاری که انجام داده است، بازپرداخت کند. هر چه بیشتر با هم وقت می گذرانند، لی یو بینگ بیشتر متوجه ویژگی های خوب تانگ شو می شود. او متوجه می شود که شجاعت او روی یخ الهام گرفته از خود تانگ شو است. او به نوبه خود به تانگ ژو کمک می کند تا رویای خود را در اسکیت سرعت دوباره کشف کند.