
سال ها پیش زن جوانی به نام مین هوی عاشق مرد جوانی به نام شین چی شد. آنها رویای گذراندن بقیه عمر خود را با هم داشتند و حتی قصد ازدواج داشتند. اما همه چیز بین آنها پیچیده شد. شین چی از یک بیماری قلبی خطرناک و بالقوه تهدید کننده زندگی رنج می برد. و یک سوء تفاهم بین آنها باعث شد که آنها به شدت از هم جدا شوند. اکنون، سال ها بعد، آنها در یک رویداد تجاری دوباره به هم می رسند. مین هوی به یک مدیر تحقیق و توسعه در یک شرکت فناوری تبدیل شده است و Xin Qi نیز نامی برای خود در دنیای تجارت ایجاد کرده است. وقتی تصمیم می گیرند که "سرنوشت" آنها را به دلیلی دوباره با هم در تماس است، شروع به صحبت می کنند. اما مین هوی فاش می کند که یک پسر دارد. علاوه بر این، به نظر میرسد که یک آزمایش پدری نشان میدهد که کودک متعلق به شین چی است! شین چی با بر عهده گرفتن نقش پدر پسر واکنش نشان می دهد - که باعث خوشحالی کودک می شود. اما آیا این باعث می شود که آنها به مسیر عاشقانه برگردند؟ یا کشتی عشق آنها قبلاً حرکت کرده است؟