
داستان مینگ لان، بر اساس رمانی نوشته گوان شین زه لوان، قهرمان ما را در دوران جوانی، تا بزرگسالی و همچنین در زندگی زناشویی اش دنبال می کند. او ششمین فرزند خانواده شنگ است. اگرچه او کودکی باهوش و زیباست، اما خانوادهاش او را دوست نداشتند (پدر، خواهرانش، مادرش زود میمیرند.) او باید هوش خود را پنهان کند و در طول سالها رنج میبرد، به امید اینکه انتقام مادرش را بگیرد. در طول این فرآیند او دوستان و دشمنان زیادی را ملاقات خواهد کرد، که یکی از آنها، پسر دوم گو، گو تینگ یه، رهبر مرد ما است. او قبلاً به او کمک کرده و با او بدرفتاری کرده است، اما همچنین کسی که شاهد هوش تیز و روح تنهایش بوده است. پس از ازدواج، آنها به عنوان یک زوج قدرتمند با هم کار خواهند کرد و رژیم پادشاه جدید را مدیریت می کنند و همچنین دنیایی از شادی را به تنهایی به دست می آورند.