
پس از 10 سال اقامت در ایالات متحده، هو یونگ به کره برمی گردد و به طور اتفاقی در یک کافه با اولین عشق خود، هونگ جو، آشنا می شود. درست همانطور که پنجره ای که پیتر پن در آن پرواز کرد، اتاق وندی بود. درست همانطور که شاهزاده کفش های شیشه ای سیندرلا را پیدا کرد. انگار هیچ چیز در 10 سال گذشته تغییر نکرده است، هو یونگ تنها در مقابل هونگ جو دست و پا چلفتی می شود. مثل این است که به ۱۹ سالگی برمی گردد که اولین عشقش، هونگ جو را ملاقات کرد. روزهای هو یونگ و هونگ جو، که کمی محو شدهاند، دوباره به رنگهای رنگینکمان زنده تبدیل میشوند.