
سانها برای محافظت از سرزمین خود در برابر تهاجم قبایل نیمهانسانی در نبردهای بیوقفه میجنگند. کای، پسری روستایی از لاگ، در حالی که دنیایش درگیر جنگهای شدید است، برای دفاع از هر آنچه که میداند به مبارزه میپیوندد. پس از اینکه رفقای کای یکی پس از دیگری کشته میشوند و او زخمی میشود، ناگهان خاطراتی از زندگی دیگری را به یاد میآورد. داستانی فانتزی روایت میشود، زیرا یک پسر روستایی دنیایی از جادو، رمز و راز و قهرمانی را کاوش میکند