
لین میا در حال بازگشت از تحصیل در خارج از کشور با هواپیما است که به دلیل یک سوءتفاهم با او یانگ روبرو میشود. او قصد داشت پس از بازگشت ازدواج کند، اما به طور غیرمنتظرهای با خیانت سرد دوست پسرش مواجه میشود. او که یاد میگیرد چگونه از دلشکستگی عبور کند و به زندگی ادامه دهد، در شرکت او یانگ استخدام میشود. در حالی که آنها وقت خود را با هم میگذرانند، رابطهشان فراتر از یک دوستی ساده عمیقتر میشود و یاد میگیرند که در مواقع سخت به یکدیگر تکیه کنند.