
برج تیانجی نقشه میکشد تا لیو زیه، دیکتاتور، را با جایگزین کردن خواهرش، پرنسس لیو چویو، با شاگردشان ژو چوئه، سرنگون کند. او با رونگ ژی، جاسوس مخفی وی شمالی، آشنا میشود و رابطه عاشقانه آنها با خیانت از هم میپاشد. رونگ ژی مرگ خود را جعل میکند و هر دو بعداً خاطرات خود را از دست میدهند. پنج سال بعد، آنها دوباره به هم میپیوندند، زمانی که چویو برای ازدواج با شاهزاده نایبالسلطنه وی شمالی - خود رونگ ژی - فرستاده میشود.