
تسوکاسا، دانشجوی دانشگاه، از حملهی یک شیطان، یکی از خونآشامهای بسیاری که میتوانند در میان جمعیت انسانها پنهان شوند، نجات مییابد. آنزای، ناجی او، نیمهشیطانی است که از استعدادهای ماوراءالطبیعه خود به عنوان عضوی از یک گروه ویژه پلیس مخفی که در جرایم مرتبط با شیاطین در توکیو تخصص دارد، سوءاستفاده میکند. در حالی که آنزای همچنان از تسوکاسا محافظت میکند، این دو به سرعت پیوندی آزمایشی برقرار میکنند - پیوندی که آنزای میترسد قانون آهنین او مبنی بر ننوشیدن خون انسان را آزمایش کند...