تونجای عاشق نوشتن است، در یک آژانس تبلیغاتی کار میکند که صاحب آن اجه، به داروهای ضدافسردگی اعتیاد دارد. جان و بورجو هم کارمندهای دیگر آژانس هستند. آنها هر روز با مهمانهای جدید و سوژههای جالبی روبهرو میشوند…