
تانر مخترع جوانی است که در شهری کوچک به نام گدلی در وسط دشت زندگی میکند. او پدرش را از دست داده بود، بنابراین مجبور بود از خانوادهاش حمایت کند، بنابراین نتوانست در دبیرستان علوم که در آن پذیرفته شده بود، تحصیل کند، اگرچه او واقعاً آرزویش را داشت. مادر تانر همیشه سعی میکرد او را ازدواج دهد، اما تانر قصد انجام این کار را نداشت زیرا عشقی در قلبش وجود داشت که سالها نتوانسته بود فراموش کند. عشق دوران کودکی او، دیلک.