
داستان مادر بهار، که بار عشق و علاقهی دو فرزند را در قلبشان به دوش میکشد و شور و شوقی در دلشان موج میزند. بهار که در هشت سالگی توسط مادرش رها شده بود، بعدها مادربزرگ و پدرش را نیز از دست داد. وقتی فکر میکند کاملاً تنهاست، با سارپ آشنا میشود که با عشقی لطیف او را دوست دارد.