
گون فریکس دوازده ساله یک روز متوجه می شود که پدری که همیشه به او گفته می شد مرده است، زنده است. پدرش، جینگ، یک شکارچی است - عضوی از نخبگان جامعه با مجوز رفتن به هر جایی یا تقریباً هر کاری. گون که مصمم است راه پدرش را دنبال کند، تصمیم می گیرد در آزمون شکارچی شرکت کند و در نهایت پدرش را پیدا کند تا خودش را به عنوان یک شکارچی در حق خودش ثابت کند. اما در راه، او میآموزد که شکارچی شدن بیش از آنچه قبلاً تصور میشد وجود دارد، و چالشهایی که او باید با آنها روبرو شود، سختترین چالشهای دنیا محسوب میشوند.