
رمی مردی است که در دام ازدواج رو به وخامت افتاده است. وقتی همسرش به طور غیرمنتظره ای در یک تصادف رانندگی کشته می شود، رمی با دخترخوانده اش، ماریون، می ماند که ترجیح می دهد به جای زندگی با پدر مادرش، با او بماند. پس از پشت سر گذاشتن شوک اولیه، زمانی که ماریون شروع به ابراز علاقه خود به او می کند، رمی غافلگیر می شود. زیبایی بالغ ماریون که در ابتدا پس زده شد، او را فرسوده میکند، زیرا او در نهایت به اغوای او میرود.